شکل های عشق:
عشق عاری از نیاز
رابطه در بهترین شرایط افرادی را شامل میشود که به شیوهای عاری از نیاز باهم ارتباط دارند. ولی چطور ممکن است دیگری را فقط به خاطر خودش دوست داشت و نه به خاطر آنچه برای عاشق فراهم میکند؟
بوبر گفته است «بشر» بهعنوان مقولهای جداگانه وجود ندارد: بشر آفریدهای بینابین و میانه است. دو نوع رابطه اولیه و بینابینی وجود دارد.
رابطه «منـآن» که رابطه میان بشر و یک وسیله و رابطهای کاربردی است
رابطه «منـتو» که ارتباطی کاملاً دوسره و مستلزم تجربه کامل آن دیگری است. وقتی فرد با یک تو ارتباط برقرار میکند، همه وجودش درگیر میشود؛ نمیتواند بخشی از خود را دریغ کند و برای خویش نگه دارد.
عشق کاستیمدار و عشق هستیمدار
یکی از بنیادیترین اصول مزلو این بود که انگیزه اساسی انسان یا بهسوی «کاستی» است و یا بهسوی «رشد». روابط بین فردی کسانی که انگیزه رشد دارند باکسانی که انگیزه کاستی دارند، متفاوت است. بهاینترتیب، مزلو دو گونه عشق را توصیف میکند:
یک. عشق کاستیمدار: عشقی خودخواهانه یا عشقـنیاز است
عشق هستیمدار: عشقی که بر پایه هستی و موجودیت دیگری بنا میشود، عشق عاری از نیاز است. عشق هستی مدار تملک گرا نیست و بیش از آنکه ناشی از نیاز باشد، حاصل تحسین و ستایش است؛ تجربهای غنیتر، والاتر و ارزشمندتر از عشق کاستیمدار است. عشق کاستی مدار را میتوان ارضا کرد، درحالیکه مفهوم «ارضا» برای عشق هستیمدارهیچ کاربردی ندارد. عشق هستیمدار در معنایی عمیق، جفت را میآفریند، امکان خودباوری را فراهم میکند، احساس سزاوار عشق بودن را پدید میآورد و این هردو رشد مداوم و پیوسته را تسریع میکند.
عشق رشدنایافته و عشق رشدیافته
همه اَشکال عشق برای اندوه ناشی از جدا بودن پاسخ یکسانی به همراه نمیآورند. فروم میان «یگانگی نمادین» -گونهای عشق تنزلیافته- و عشق «رشدیافته» تمایز قائل است. عشق نمادین که شامل نوع فعال (سادیسم یا آزارگری) و نوع منفعل (مازوخیسم یا آزارطلبی) است، گونهای همآمیزی ست که در آن هیچیک از طرفین کامل یا آزاد نیست. عشق بالغانه «یگانگی بهشرط حفظ تمامیت و فردیت است… . در عشق این پارادوکس وجود دارد که دو موجود یکی میشوند و باز دو موجود میمانند.
فروم مسیر تکاملی عشق را از اوان کودکی پیجویی میکند یعنی زمانی که فرد برای آنچه هست مورد عشق قرار میگیرد یا دقیقتر بگوییم به این دلیل که هست مورد عشق قرار میگیرد. بعداً بین هشتتا یازدهسالگی، عامل جدیدی به زندگی انسان پا میگذارد: آگاهی از اینکه فرد عشق را با فعالیت خود پدید میآورد. وقتی فرد بر خودمداری غلبه میکند، نیاز دیگری بهاندازه نیاز خودش اهمیت مییابد؛ و کمکم مفهوم عشق از «مورد عشق بودن» به «عشق ورزیدن» تغییر میکند. فروم «مورد عشق بودن» را با وابستگی یکی میداند که در آن تا زمانی که فرد کوچک، درمانده یا «خوب» بماند، با مورد عشق بودن پاداش میگیرد. درحالیکه «عشق ورزیدن» وضعیتی قدرتمندانه و مؤثر است.
«عشق کودکانه از این قانون پیروی میکند که ٬دوست دارم چون دوستم دارند.٬ قانون عشق بالغانه این است: ٬دوستم دارند چون دوست دارم.٬ عشق رشدنایافته میگوید ٬دوستت دارم چون به تو نیاز دارم.٬ عشق رشدیافته میگوید ٬به تو نیاز دارم چون دوستت دارم.٬»
چرا در این شکل عاشق تو شدم؟
هیچ فلسفهای از این تفکر که حوادثی که بر ما حادث میشوند تصادفیاند، دورتر نیست مگر در روانشناختی (که حتی انکار معنی هممعنی دارد). من بهسادگی عاشق معشوقم نشده بودم که او بعداً مرا ترک کند. من عاشق او شده بودم به این دلیل که او مرا ترک میکرد. در اعماق ناخودآگاهم، در ماهها یا سالهای دور، الگویی شکلگرفته بود، طفل، مادر را رانده بود، یا مادر طفل را ترک کرده بود و اکنون (طفل) مَرد، همان فیلمنامه را تکرار کرده بود، با بازیگرانی متفاوت، با همان پیرنگ. دلیل انتخابم این بود که ناخودآگاهم، آن کارگردان سرسختی که زندگی مرا اداره میکرد، در او شخصیت مناسبی تشخیص داده بود که پس از واردکردن ضربه کاری پیشبینیشده، صحنه را ترک میکرد.
میل جنسی و عشق
میل جنسیِ سالمی که به عشق قوام بخشد کدام است؟
فرهنگ و تمدن آن چیزیست که رابطه بین زن و مرد را تنظیم میکند و قوام میبخشد. هر فرهنگی متشکل از شبکهای از قوانین است که وظیفه آنها به تعویق انداختن ارضاء جنسی است. هر مانعی لیبیدو را افزایش میدهد و هر بار که موانع طبیعی کافی نبودهاند بشر سدهای فرهنگی به وجود آورده است تا بتواند از عشق حراست کند و از آن تمتع بگیرد. لکان جایگاه خاصی به عشقِ بانزاکت» میدهد. این نوعی رابطه عشقی در قرونوسطی بوده که در آن عاشق و معشوق، به دلایل فرهنگی و مذهبی، در وضعیتی نبودهاند که بتوانند به وصال یکدیگر برسند.
فروید میگوید: تمام تمدن به خرج سکشوالیته بناشده است و آن لیبیدویی که باید صرف سکشوالیته میشد مصروف بنای فرهنگ و تمدن شده است. (فکر میکنم روشنتر از این نمیتوان منظورِ خود را بیان داشت؛ اما بازهم هستند کسانی که از این جمله اینطور برداشت میکنند که همهچیز بر اساس سکس است؛ یعنی به فروید اینطور نسبت میدهند که گویی او همهچیز را بر اساس سکس میدانسته است. فکر میکنم اگر چیزی به خرج چیز دیگری باشد کاملاً متفاوت است از وقتیکه چیزی بر اساس چیز دیگری ایجادشده باشد.)
اتو کرنبرگ برای این میل جنسی که فروید بیان کرد که تمام تمدن به خرجِ آن بیانشده است، مؤلفههایی را به شرح زیر برای تشخیص میلِ سالم از ناسالم بیان کرده است.
لذت در جستجویِ موضوعِ دیگری: توانایی دعوت دیگران به لذتِ خود و خود را در لذتِ دیگری مشمول کردن. اینکه چقدر یک رابطه میتواند احساس امنیت بدهد، میزان امنیت خواهی یک زن هرچقدر بیشتر باشد، این میل سالمتر است. فرد قبل از وارد شدن در حریمِ دیگری باید اجازهی ورود گرفته باشد؛ یعنی فرد نسبت به موضوع عشق خود غیرت داشته باشد، یعنی نخواهد که چیزی که دوست دارد را شریک شود (که مقدمه آن عشق است).همانندسازی با سکشوالیته دیگران: یعنی در یک رابطه جنسی سالم، فرد به دنبالِ ایجاد لذت در دیگریست و لذت جنسی را فقط در دیگری و با حضور دیگری تجربه میکند. رفتن در فانتزی در حین رابطه جنسی (مثلاً تصور خود در ذهن) و کامل متمرکز نبودن در ابژهی مقابل نشاندهندهی ناسالمی این میل است.transgression یعنی تخطی، کرنبرگ بیان میکند که میل جنسی بهعنوان یک میلِ ارتباطی درجات عمیقی از پرخاشگری را در خود دارد. در هیچ رابطه فانتزی یا واقعی دیگری همچون میل جنسی نیاز به پرخاشگری نیست. پرخاشگری ازینکه دیگری توانسته وارد حریم و مرزهای شما شود و آن را درهم بشکند. میل جنسی سالم، وقتی است که این پرخاشگری در ظرف دیگری ریخته شده و دیگری توانایی پذیرشِ آن و گنجاندنِ آن را در خود دارد که در رابطه خود را به شکل اشتیاق شدید نشان میدهد.ایده آل کردن: روانکاوِ فمینیست زن، chasseget smirgel تعریفی از عشق ارائه میدهد: عشق یعنی بخشیدنِ (فرافکنی) خودِ آرمانیِ خود به دیگری و پذیرش (درونفکنی) خود آرمانی دیگری در خود. در رابطهای که چنین عشقی وجود نداشته باشد، بعد از مدتی رابطه جنسی شکلِ خوگیری فیزیکال پیدا میکند و کارکرد خود را از دست میدهد.
۵.discontinuity یا وجود نوسان و ناپیوستگی بین دنیای شخصی و حریمِ تنهاییِ آدمها و دنیایی که در آن صمیمیت بین فردی وجود دارد. رابطهای که در آن افراد بیشازاندازه در هم غرقشده باشند و یا بیشازاندازه افراد برای یکدیگر مرز ترسیم کرده باشند، رابطه سالمی نیست و کارکرد خود را ازدستداده است.
“روانکاوی و مشاوره غیرحضوری با متد قفل گشایی ناخوداگاه و درمان کوتاه مدت”
بسیاری از هم وطنان مقیم خارج از کشور دسترسی راحت به درمانگر مجرب فارسی زبان ندارند،اگر در شرایطی هستید که تمایل به مشاوره تخصصی با یک درمانگر فارسی زبان دارید،می توانید از طریق شماره واتس آپ زیر جهت رزرو وقت مشاوره با روانکاو بیات اقدام کنید.
⭕اگر در روابط خودتان با جنس موافق یا جنس مقابلتان تنش هایی را حس می کنید یا روابط پر تنش در محیط کاری دارید و در رابطه با خانواده دچار اصطکاک هستید”روان درمانی” فردی با یک درمانگر مجرب می تواند تجربه و نتیجه رضایت بخشی را برای شما رقم بزند.
جهت رزرو وقت مشاوره غیر حضوری با “روانکاو بیات” می توانید از گزینه رزرو آنلاین وقت مشاوره در همین صفحه (ستون کناری سایت)اقدام به رزرو کنید و جهت آشنایی بیشتر با روانکاو بیات می توانید به آرشیو سوالات پاسخ داده شده از طریق ایشان دسترسی داشته باشید،برای شنیدن پاسخ سوالات از گزینه های آرشیو پاسخ در تلگرام،اینستا گرام و آپارات در ابتدای سایت یا انتهای سایت استفاده کنید.